محمد امینمحمد امین، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره
ساراسارا، تا این لحظه: 9 سال و 6 ماه و 2 روز سن داره

عشق مامان و بابا

دندونی آقا پسرم

عزیز دلم قبلا برات گفته بودم که از کی شرو کردی به دندون درآوردن.حالا هم موقه ی جشن دندونیته دست مامان جون و باباجونت درد نکنه که زحمت این جشنو کشیدن 1خرداد ماه بود که همه خونه مامان جون دعوت بودن قبل از ظهر خوابوندمت که موقعی که مهمونا میان سرحال باشی اولش خوب بود ولی کمی  که شولوخ تر شد حوصلت سر رفت.بغل هیشکی نمیرفتی وچسبیده بودی به مامانی.کیکت رو با گریه بریدی و کادوهاتم که من  باز کردم و شما بغل آنا بودی.روز خوبی بود و خوش گذشت.ولی به خاطر بد اخلاقیت اصلا نتونستم عکسای خوبی ازت بگیرم.بیشتر عکسایی هم که انداخته شده تنها نیستی و بغل مامانی اینم عکس ازکادوهات: مبلغ 250تومنم نقدی بود.د...
1 خرداد 1393

شیطنت های جدید با ورود به نهمین ماه!

نه ماهه شدی عزیز دلم ولی همچنان این مدل خوابیدنته خوشگل مامان مبارک تو اولین روزای نه ماهگیت یه روز رفته بودیم خونه عموی من که اونجا یه همبازی برا خودت پیدا کردی. به اسم مهدی اولاش به هم محل نمیذاشتین و هرکی با خودش بازی میکرد. کمی بعد که یختون آب شد این شد نتیجش: از اون به بعد کمی بیشتر باهم آشنا شدین و پسر عموی مهمون نواز من روروئکش رو بهت داد که شما هم نهایت استفاده رو بردی و کلی به قول معصومه خوشخال شدی. یه روز که آماده شدی بری حموم عکسای داخل حموم رو بنابه دلایلی نمیتونم نمایش بدم. بریم سراغ عکسای بعداز حمو...
22 ارديبهشت 1393

هشت ماه زندگی با پاره تنم

هشتمین ماه از زندگی با تو گل پسرمم داره تموم میشه هشت ماهی که هر لحظش برام یه دنیا می ارزه.و از هر لحظه نهایت لذت رو میبرم.ولی حیف که روزها زود زود میگذرن و تو خیلی زود بزرگ میشی. خدا به حق این ماه عزیزش همه رو از همچین نعمتی بی نصیب نذاره. عسل مامان روز به روز آقاتر و عاقلتر میشی ولی غذاتو خوب نمیخوری بیشتر دوس داری طعم غذاهارو بچشی یا اینکه خودت بخوری همین... ولی عزیز دلم اینطوری که نمی شه آخه دستای کوچیکت هنوز تمرکز برداشتن غذاهای ریزو ندارن اگه هم درشت باشن میپره گلوت و... سعی میکنم حین بازی یا دیدن تلوزیون کمی غذا بهت بدم که اینطوریم نمیتونم سرتو گول بمالم و زودی متوجه ...
16 ارديبهشت 1393

روز مره گیهای 7و8 ماهگیه نفس مامان

  غنچه ی مامانی سلام٠شازده پسرم سلام٠ تو این پست از دندون گرفته تا بلند شدن و ایستادنت رو برات گذاشتم فقط باید زحمت بکشی و بری ادامه مطلب: عزیزم این روزا انقد بلا ،انقد شولوخ شدی که دیگه وقت نمیکنم برات پست جدید بزارم.قبلنا از وقت خوابت استفاده میکردمو مینوشتم ولی چن وقته که خوابتم کم شده. از طرفیم داشتی از لثه ی بالاییتم دندون درمیاوردی که اونم خیلی اذیتت کرد٠فدات بشم تب میکردی و ناله٠ یه ذره هم که آب دهنت زیاد میشه(به خاطر مرواریدای خوشگلت)با فوت کردن میپاشیش بیرون که اینم از شیرین کاریه دندون درآوردنته که برخلاف بیشتر بچه ها که آب دهنشون سرریز میشه شما ناز پسرم اینکارو نمیکنی. دقیقا ٢٧فروردین ماه بود...
6 خرداد 1393

عید 93 و محمد امین 7 ماهه

 ٦ماه و ١١ روز از ورودت به زندگیه دونفرمون میگذره و ما امسال رو با بهترین عیدی و نعمتی که خدا بهمون داده شروع میکنیم. الهی به امید تو.... بهاره ٩٣ رو با وجود نازنینت در کنار هفت سین تحویل کردیم موقع تحویل سال غیر از سلامتی و عاقبت به خیری چیزی از خدا نخواستم٠ایشالا که تا هستم و زندگی میکنم نفست گرمی بخش زندگیمون باشه٠آخه جیگر مامان از وقتی اومدی همه زندگیم شدی،یه لحظه نمیتونم ازت دور بشم،روز به روز بلا تر میشی و وابستگیم رو بیشتر میکنی. وقتی داشتی تخم مرغ هفت سین رو میخوردی  اینجا هم خونه خالم بودیم که بغل آروین(پسر دختر خالم)عکست رو گرفتم عسلم او...
19 فروردين 1393